0

مقطعات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۴۳۴ - قطعهٔ زیر از حکیم شجاعی است که به انوری نوشته است
سه شنبه 6 بهمن 1394  9:56 PM

 

ای انوری تویی که به فضل و هنر سزند

احرار روزگار و افاضل ترا رهی

بودند در قدیم امیران و شاعران

واکنون شدت مسلم بر شاعران شهی

هستت خبر که هستم دور از تو ناتوان

اشکم چو ناردانه و رخسار چون بهی

مشغول بوده‌ای که نکردی عیادتم

یا خود مرا محل عیادت نمی‌نهی

نی‌نی ز ابلهی است مرا از تو این طمع

خیزد چنین طمع به حقیقت ز ابلهی

با رنج ناتوانی ای دوستان مرا

دل گشت پر ز انده و از صبر شد تهی

گوید طبیب بهتری امروز غم مخور

اینک برفت علت و آغاز شد بهی

غم این غمست و بس که ز من فوت می‌شود

در بزم صدر عالم رسم سه‌شنبهی

آن جنت نعیم اگر در جهان بود

ممکن ظهور جنت ماوی، فتلک هی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها