0

مقطعات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۴۲۱ - در طلب سرکه و آبکامه
سه شنبه 6 بهمن 1394  9:53 PM

ای حکم ترا قضای یزدان

داده چو قدر گشادنامه

تو عمدهٔ ملکی و ممالک

لوحست و کفایت تو خامه

در خاک نهاده آب و آتش

پیش سخط تو بارنامه

در جنب کفت سیاه‌کامه است

حاشا فلک کبود جامه

آن شب که در آن جناب میمون

با عیش چنان مع‌الغرامه

در حجر گک نصیر خباز

بودیم چه خاصه و چه عامه

از چنگ خیال پر سماتی

وز باده دماغ پر شمامه

بر دست چپم یگانه‌ای بود

در کسوت جبه و عمامه

او را بطلب بگو چه کردی

ما را بدو وعده شادکامه

در آتش صبر چند باشم

ساکن چو سمندر و نعامه

این قصه چنین بر آب منویس

هم سرکه بده هم آبکامه

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها