شمارهٔ ۳۹۶ - فی اقتراح الذهب
سه شنبه 6 بهمن 1394 9:50 PM
هست یسر خادمان از خاتم تو در یسار
هست یمن چاکران از خامهٔ تو در یمین
مادحت را تا بدان رخ برفروزاند چو شمع
آن زهر کامی جدا چونان که موم از انگبین
آن نمیباید که آدم را برون کرد از بهشت
آن همی باید که با قارون فروشد در زمین
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.