شمارهٔ ۳۸۰ - در اظهار نیکنفسی خود گفته است
سه شنبه 6 بهمن 1394 9:49 PM
من توانم که نگویم بد کس در همه عمر
نتوانم که نگویند مرا بد دگران
گر جهان جمله به بد گفتن من برخیزند
من و این کنج و به عبرت به جهان در نگران
در بد و نیک جهان دل نتوان بست ازآنک
گذرانست بد و نیک جهان گذران
جز نکویی نکنم با همه تا دست رسد
که بر انگشت نپیچند بدم بیخبران
نفس من برتر از آن است که مجروح شود
خاصه از گب زدن بیهدهٔ بیبصران
گاو در خرمن من هست مرا میشاید
ریش گاوی بود آبستنی از کون خران
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.