0

مقطعات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۳۵۱ - کیسه‌ای به حکیم وعده کرده‌اند آن را با کاردی طلب می‌کند
سه شنبه 6 بهمن 1394  9:44 PM

 

ای کمال زمان بیا و ببین

که ز عشقت چگونه می‌سوزم

با بهار رخت تواند گفت

شب یلداکه روز نوروزم

در فراق رخ چو خورشیدت

روشنایی نمی‌دهد روزم

کیسه‌ای دادیم در این شبها

که همی وام صحبت اندوزم

روزها رفت و من نمی‌دانم

که بر آن کیسه کیسه‌ای دوزم

یارب از کاردی بود با آن

که بدان کین دشمنان توزم

سر چو سرو از نشاط بفرازم

رخ ز شادی چو گل برافروزم

وگر این کار هست بیهوده

تن زن آنگاه کاسهٔ یوزم

سایه بر کار این سخن مفکن

زانکه چون سایه بر تو آموزم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها