0

مقطعات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۲۲۴ - در حبس مجدالذین ابوالحسن عمرانی
سه شنبه 6 بهمن 1394  9:19 PM

بافلک دی نیازمندی گفت

چون منت گر نیازمند کنند

زان ستمها که گردش تو کند

توچه گویی که باتو چند کنند

آخر این اختران بی معنیت

چند بخت مرانژند کنند

بی سبب هر زمان چو پایهٔ خویش

پایهٔ طاقتم بلند کنند

به زمستان گر آتشی یابم

هفت عضوم برو سپند کنند

حلقهٔ جیب کهنه در حلقم

هر زمان حلقهٔ کمند کنند

عالمی ناپسند احوالند

تا کی احوال ناپسند کنند

در احسان چرا بنگشایند

چارهٔ چند مستمند کنند

فلکش گفت بربروت مخند

که جهانیت ریشخند کنند

در احسان بگو که بگشاید

بوالحسن را چو تخته‌بند کنند

ما در آنیم تا قضا و قدر

زهر آن فتنه باز قند کنند

که به مویی فلک بیاویزد

گر به مویی برو گزند کنند

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها