شمارهٔ ۲۰۰ - شکایت از دهر
سه شنبه 6 بهمن 1394 9:16 PM
خرد چو مورچه در تشت حیرتست ازآنک
مدبران را تدبیر تشت و خایه نماند
از آفتاب حوادث چنان بسوخت جهان
که کوه را به مثل دستگاه سایه نماند
کدام طفل تمنی کنون رسد به بلوغ
چو در سواد و بیاض زمانه دایه نماند
طمع ببر ز سرایی که نظم عیش درو
به هم سرایه توان داد و هم سرایه نماند
جهان وظایف روزی و امن باز گرفت
مجاهزان فلک را مگر که مایه نماند
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.