شمارهٔ ۱۹۸ - مدح قاضی حمیدالدین
سه شنبه 6 بهمن 1394 9:16 PM
با جلال تو ای حمیدالدین
رونق ماه و آفتاب نماند
طلعت فضل و چهرهٔ دانش
از ضمیر تو در نقاب نماند
بیتو ما را به حق نعمت تو
در دل و چشم صبر و خواب نماند
تا من از تو جدا شدم به خطا
در دلم فکرت صواب نماند
جامهٔ عیش را طراز برفت
خیمهٔ لهو را طناب نماند
شخص اقبال را حیات بشد
جام لذات را شراب نماند
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.