0

مقطعات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۶۰ - در شکایت دهر
سه شنبه 6 بهمن 1394  9:12 PM

وز بزرگی که نفس حادثه راست

می‌شناسم که فاعلیست نه خرد

وز طریق دگر شناخته‌ام

که ره جور جابران بسپرد

ماند یک چیز اینکه او چو بکرد

تختهٔ دیگران چرا بسترد

نه همه مغز به که لختی پوست

نه همه صاف به که بعضی درد

ور تو بر اتفاق و بخت نهی

چون کلاهی ببایدش زد و برد

عقل آغاز کار کم نکند

نه در این ماجرا کم است از کرد

وانکه قسمی به خویشتن بربست

خویشتن را شریک ملک شمرد

وانکه دست از چرا و چون بکشید

وقت تسلیم هم قدم نفشرد

خواجه دانی که چیست حاصل کار

تا نباید عنان به دیو سپرد

متفکر همی بباید زیست

متحیر همی بباید مرد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها