شمارهٔ ۵۵ - مطایبه
سه شنبه 6 بهمن 1394 8:57 PM
گفتمش ای بزرگ چت بودست
طبع پاک تو از چه پژمردست
گفت زین مقر یک همی جوشم
رونق وحی ایزدی بردست
آنچه این زن به مزد میخواند
جبرئیل آن به من نیاوردست
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.