0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۲۹۲
سه شنبه 6 بهمن 1394  7:04 PM

نگفتی کزین پس کنم سازگاری

به نام ایزد الحق نکو قول یاری

بهانه چه جویی کرانه چه گیری

بیا در میان نه به حق هرچه داری

همی گویی انصاف تو بدهم آری

تو معروف باشی به انصاف کاری

همه عذر لنگست کز تو بدیدم

سر ما نداری بهانه چه آری

به انصاف بشنو چنین راست ناید

که دل می‌ربایی و غم می‌گذاری

غم دل چه گویم تو زین کار دوری

به هرزه چه کوبم در خواستگاری

همان به که این دردسر بازدارم

کنم با تو در باقی آن دوستداری

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها