0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۳۱۳
سه شنبه 6 بهمن 1394  7:04 PM

باز آهنگ بلایی می‌کنی

قصد جان مبتلایی می‌کنی

با وفاداری که دربند تو شد

هر زمان قصد جفایی می‌کنی

کی شود واقف کسی بر طبع تو

زانکه طرفه شکلهایی می‌کنی

گه گهی گر می‌کنی ما را طلب

آن نه از دل از ریایی می‌کنی

کیمیای وصل تو ناید به دست

زانکه هر دم کیمیایی می‌کنی

هست هم چیزی درین زیر گلیم

یا مرا طال بقایی می‌کنی

گردی از عشاق کشتن شادمان

راست پنداری غزایی می‌کنی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها