غزل شمارهٔ ۲۹۷
سه شنبه 6 بهمن 1394 7:03 PM
مرا وقتی خوشست امروز و حالی
قدحها پر کنید و حجره خالی
که داند تا چه خواهد بود فردا
بزن رود و بیاور باده حالی
رهی دلسوزتر از روز هجران
میی خوشتر ز شبهای وصالی
ز طبع خود نخواهد گشت گردون
اگر زو شکر گویی یا بنالی
قدح بر دست من نه تا بنوشم
به یاد مجد دین زینالمعالی
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.