غزل شمارهٔ ۲۶۱
سه شنبه 6 بهمن 1394 7:00 PM
تا دل من بردهای قصد جفا کردهای
نی بر من بودهای نی غم من خوردهای
هست به نزدیک خلق جرم من و تو پدید
من رخ تو دیدهام تو دل من بردهای
ای ز من دلشده بیگنهی سر متاب
با خبری بازده گر ز من آزردهای
دل ببری وانگهی بازکشی دل ز من
من نه درین پردهام گر تو درین پردهای
چون به تو دارم امید روی مگردان ز من
زانکه مرا پیش از این چون نه چنین کردهای
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.