غزل شمارهٔ ۱۸۲
سه شنبه 6 بهمن 1394 6:58 PM
بدو چشم تو که تا زندهام
تو خداوندی و من بندهام
سر زلف تو گواه منست
که من از بهر رخت زندهام
به رخ خویش بنازی چنان
که من از عشق تو تا زندهام
چه زنم خنده که در عشق تو
ز دو صد گریه بود خندهام
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.