0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۸۲
سه شنبه 6 بهمن 1394  6:58 PM

بدو چشم تو که تا زنده‌ام

تو خداوندی و من بنده‌ام

سر زلف تو گواه منست

که من از بهر رخت زنده‌ام

به رخ خویش بنازی چنان

که من از عشق تو تا زنده‌ام

چه زنم خنده که در عشق تو

ز دو صد گریه بود خنده‌ام

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها