0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۲۴۷
سه شنبه 6 بهمن 1394  6:57 PM

شرم دار آخر جفا چندین مکن

قصد آزار من مسکین مکن

پایی از غم در رکاب آورده‌ام

بیش از این اسب جفا را زین مکن

در غم ماه گریبانت مرا

هر شبی دامن پر از پروین مکن

چند گویی یار دیگر می‌کنم

هرچه خواهی کن ولیکن این مکن

بوسه‌ای خواهم طمع در جان کنی

نقد کردم گیر و هان و هین مکن

چون سبک‌روحی گران کابین مباش

جان شیرین ناز ناشیرین مکن

عشق را گویی فلان را خون بریز

عشق را خون ریختن تلقین مکن

ای پسر عید ترا قربان بسی است

انوری را از میان تعیین مکن

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها