غزل شمارهٔ ۲۵۹
سه شنبه 6 بهمن 1394 6:56 PM
ای رخت رشک آفتاب شده
آفتاب از رخت به تاب شده
آفتابیست آن دو عارض تو
زلف تو پیش او نقاب شده
زود بینم ز تیر غمزهٔ تو
عالمی سر بسر خراب شده
گرچه هست ای پریوش مهرو
بتگری را رخت مب شده
هست بر آتش غم هجرت
جگر انوری کباب شده
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.