0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۲۱۴
سه شنبه 6 بهمن 1394  6:56 PM

کار جهان نگر که جفای که می‌کشم

دل را به پیش عهد وفای که می‌کشم

این نعره‌های گرم ز عشق که می‌زنم

این آه‌های سرد برای که می‌کشم

بهر رضای دوست ز دشمن جفا کشند

چون دوست نیست بهر رضای که می‌کشم

دل در هوای او ز جهانی کرانه کرد

آخر نگویدم که هوای که می‌کشم

ای روزگار عافیت آخر کجا شدی

باری بیا ببین که برای که می‌کشم

شهریست انوری و شب و روز این غزل

کار جهان نگر که جفای که می‌کشم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها