0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۲۱۲
سه شنبه 6 بهمن 1394  6:55 PM

دل رفت و این بتر بر دلبر نمی‌رسم

کان می‌کنم ولیک به گوهر نمی‌رسم

درویش حال کرد غم عشق او مرا

زان در وصال یا رتوانگر نمی‌رسم

باغ وصال را به همه حالها درست

گمره شدم ز هجر بدان در نمی‌رسم

دارد وصال یار یکی پایهٔ بلند

آری مرا چه جرم بود بر نمی‌رسم

هجران یار هست مرا گر وصال نیست

با او بساختم چو به دیگر نمی‌رسم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها