غزل شمارهٔ ۱۷۱
سه شنبه 6 بهمن 1394 6:53 PM
جمالت عشق میافزاید امروز
رخت غارتکنان میآید امروز
مه و خورشید در خوبی و کشی
غلام روی خوبت شاید امروز
سر زلفت سر آن دارد اکنون
که راز عاشقان بگشاید امروز
بسا جان منتظر بر لب رسیده
که تا عشقت چه میفرماید امروز
بنامیزد نگارا از نکویی
چنانی کت چنان میباید امروز
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.