غزل شمارهٔ ۱۶۶
سه شنبه 6 بهمن 1394 6:52 PM
ای پسر بردهٔ قلندر گیر
پرده از روی کارها برگیر
کفر و اسلام کار کس نکند
آشیان زین دو شاخ برتر گیر
این دو معشوقهٔ دو قوم شدست
تو برو مذهب سه دیگر گیر
پای دربند آن و این چه کنی
خودسری باش و کار از سر گیر
رهبران تو رهزنان تواند
کم این مشتی احمق خر گیر
پیش کین رهبران رهت بزنند
راه بتخانهای آزر گیر
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.