0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۶۵
سه شنبه 6 بهمن 1394  6:51 PM

ای شده از رخ تو تاب قمر

وی شده از لب تو آب شکر

از رخ و زلف خویش در عالم

فتنه‌ای در فکندی ای دلبر

چهره پنهان مکن که در خوبی

چون تو صاحب جمال نیست دگر

عاشقان ترا بدین اومید

تا ببینندت ای پری پیکر

در هوای تو مانده‌اند به درد

چهره پر خون و سینه پر اخگر

نیست چون انوری یکی عاشق

با لب خشک و با دو دیدهٔ تر

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها