غزل شمارهٔ ۱۷۶
سه شنبه 6 بهمن 1394 6:51 PM
دوش در ره نگارم آمد پیش
آن به خوبی ز ماه گردون بیش
گشته از روی و زلف خونخوارش
خاک گلرنگ و باد مشک پریش
چون مرا دید ساعتی از دور
آن بت نیکخواه نیکاندیش
به اشارت نهان ز دشمن گفت
کالسلام علیک ای درویش
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.