0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۷۰
سه شنبه 6 بهمن 1394  6:51 PM

قیامت می‌کنی ای کافر امروز

ندانم تا چه داری در سر امروز

به طعنه زهر پاشیدی همی دی

به خنده می‌فشانی شکر امروز

دو هاروت تو کردی بود جان بر

دو یاقوت تو شد جان‌پرور امروز

لبت تا دست گیرد عاشقان را

برون آمد به دستی دیگر امروز

تویی سلطان بت‌رویان که در حسن

ندارد چون تو سلطان سنجر امروز

به حق آنکه داد ای بت جمالت

به حال بنده یک‌دم بنگر امروز

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها