0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۳۴
سه شنبه 6 بهمن 1394  6:49 PM

یارم این بار، بار می‌ندهد

بخت کارم قرار می‌ندهد

خواب بختم دراز شد مگرش

چرخ جز کوکنار می‌ندهد

روزگارم ز باغ بوک و مگر

گل نگویم که خار می‌ندهد

بخت یاری نمی‌دهد نی‌نی

این بهانه است یار می‌ندهد

نیک غمناکم از زمانه ازآنک

جز غمم یادگار می‌ندهد

این همه هست خود ولیکن اینک

با غمم غمگسار می‌ندهد

زانکه تا دل به گریه خوش نکنم

اشک بی‌انتظار می‌ندهد

انوری دل ز روزگار ببر

که دمی روزگار می‌ندهد

هیچ‌کس را ز ساکنان زمین

آسمان زینهار می‌ندهد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها