0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۳۱
سه شنبه 6 بهمن 1394  6:49 PM

زلفش اندر جور تلقین می‌کند

رخ پیاده حسن فرزین می‌کند

در رکابش حسن خواهد رفت اگر

اسب حسن این است کو زین می‌کند

بر کمالش خط نقصان می‌کشد

هرکه اندر حسن تحسین می‌کند

با رخ و دندانش روز و شب فلک

پوستین ماه و پروین می‌کند

بر سر بازار عشقش در طواف

دل کنون دلالی دین می‌کند

با چنین تمکین نباشد کار خرد

گر فلک را هیچ تمکین می‌کند

هرچه دستش در تواند شد ز جور

بر من مهجور مسکین می‌کند

عیش تلخ من کند معلوم خلق

گرچه بازیهای شیرین می‌کند

با که خواهد کرد از گیتی وفا

کز جفا با انوری این می‌کند

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها