0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۰۴
سه شنبه 6 بهمن 1394  6:48 PM

 

حسن تو بر ماه لشکر می‌کشد

عشق تو بر عقل خنجر می‌کشد

خدمتش بر دست می‌گیرد فلک

هر کرا دست غمت برمی‌کشد

دست عشقت هرکرا دامن گرفت

دامن از هر دو جهان درمی‌کشد

از بر تو گر غمیم آرد رسول

جان به صد شادیش در بر می‌کشد

از همه بیش و کمی در مهر و حسن

دل به هر معیار کت برمی‌کشد

آنکه می‌گوید که از زلفت به تنگ

باد شب تا روز عنبر می‌کشد

من که باری سر به رشوت می‌دهم

زلف تو با این همه سر می‌کشد

انوری بر پایهٔ تو کی رسد

تا قبولت پایه بر تر می‌کشد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها