غزل شمارهٔ ۶۵
سه شنبه 6 بهمن 1394 6:44 PM
زلف تو تکیه بر قمر دارد
لب تو لذت شکر دارد
عشق این هر دو این نگار مرا
با لب خشک و چشم تر دارد
پرس از حال من ز زلف خبر
زانکه از حالم او خبر دارد
آنکه روی تو دید باز از عشق
نه همانا که خواب و خور دارد
خاک پای ترا ز روی شرف
انوری همچو تاج سر دارد
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.