0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۵۹
سه شنبه 6 بهمن 1394  6:43 PM

در دور تو کم کسی امان یابد

در عشق تو کم دلی زبان یابد

خود نیز نشان نمی‌توان دادن

زان‌کس که ز تو همی نشان یابد

وصل تو اگر به جان بیابد دل

انصاف بده که رایگان یابد

تنها تو همه جهانی و آن کس

کو یافت ترا همه جهان یابد

در آینه گر جمال بنمایی

از نور رخت خیال جان یابد

ور سایهٔ تو بر آفتاب افتد

منشور جمال جاودان یابد

از روز عیان‌تری و جوینده

از راز دلت همی نهان یابد

روی تو که دل نیاردش دیدن

دیده که بود که روی آن یابد

نشگفت که در زمین تویی چون تو

ماهی تو و مه بر آسمان یابد

زین قرن قرین تو کی آید کس

تا چون تو یکی به صد قران یابد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها