0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۵۶
سه شنبه 6 بهمن 1394  6:43 PM

مرا با دلبری کاری بیفتاد

دلم را روز بازاری بیفتاد

مسلمانان مرا معذور دارید

دلم را ناگهان کاری بیفتاد

قبای عشق مجنون می‌بریدند

دلم را زان کله واری بیفتاد

دلم سجادهٔ عشقش برافشاند

از آن سجاده زناری بیفتاد

دلم با عشق دست اندر کمر زد

بسی کوشید و یکباری بیفتاد

مرا افتاد با بالای او کار

نه بر بالای من کاری بیفتاد

جهان را چون دل من بر زمین زد

کنون از دست دلداری بیفتاد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها