0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۵۲
سه شنبه 6 بهمن 1394  6:40 PM

رایت حسن تو از مه برگذشت

با من این جور تو از حد درگذشت

آتش هجر توام خوش خوش بسوخت

آب اندوه توام از سر گذشت

نگذرد بر هیچ کس از عاشقان

آنچ دوش از عشق بر چاکر گذشت

گریهٔ من شور در عالم فکند

نالهٔ من از فلک برتر گذشت

دوش باز آمد خیالت پیش من

حال من چون دید از من درگذشت

دیده‌ام در پای او گوهر فشاند

تا چو می‌بگذشت بر گوهر گذشت

درگذشت اشک من از یاقوت سرخ

گرچه در زردی رخم از زر گذشت

پایهٔ حسنت به هر شهری رسید

لشکر عشقت به هر کشور گذشت

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها