0

زبور عجم اقبال لاهوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

موسیقی
شنبه 26 دی 1394  6:48 PM

نغمهٔ او خالی از نار حیات

همچو سیل افتد به دیوار حیات

چون دل او تیره سیمای غلام

پست چون طبعش نواهای غلام

از دل افسردهٔ او سوز رفت

ذوق فردا لذت امروز رفت

از نی او آشکارا راز او

مرگ یک شهر است اندر ساز او

ناتوان و زار می سازد ترا

از جهان بیزار می سازد ترا

چشم او را اشک پیهم سرمه ایست

تا توانی بر نوای او مایست

الحذر این نغمهٔ موت است و بس

نیستی در کسوت صوت است و بس

تشنه کامی ، این حرم بی زمزم است

در بم و زیرش هلاک آدم است

سوز دل از دل برد غم میدهد

زهر اندر ساغر جم می دهد

غم دو قسم است ای برادر گوش کن

شعلهٔ ما را چراغ هوش کن

یک غم است آن غم که آدم را خورد

آن غم دیگر که هر غم را خورد

آن غم دیگر که ما را همدم است

جان ما از صحبت او بی غم است

اندرو هنگامه های غرب و شرق

بحر و در وی جمله موجودات غرق

چون نشیمن می کند اندر دلی

دل ازو گردد یم بی ساحلی

بندگی از سر جان نا آگهی است

زان غم دیگر سرود او تهی است

من نمیگویم که آهنگش خطاست

بیوه زن را اینچنین شیون رواست

نغمه باید تند رو مانند سیل

تا برد از دل غمان را خیل خیل

نغمه می باید جنون پرورده ئی

آتشی در خون و دل حل کرده ئی

از نم او شعله پروردن توان

خامشی را جزو او کردن توان

می شناسی در سرود است آن مقام

«کاندرو بی حرف می روید کلام»

نغمهٔ روشن چراغ فطرت است

معنی او نقشبند صورت است

اصل معنی را ندانم از کجاست

صورتش پیدا و با ما آشناست

نغمه گر معنی ندارد مرده ایست

سوز او از آتش افسرده ایست

راز معنی مرشد رومی گشود

فکر من بر آستانش در سجود

«معنی آن باشد که بستاند ترا

بی نیاز از نقش گرداند ترا

معنی آن نبود که کور و کر کند

مرد را بر نقش عاشق تر کند»

مطرب ما جلوهٔ معنی ندید

دل بصورت بست و از معنی رمید

مصوری

 
 

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها