0

زبور عجم اقبال لاهوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نی
شنبه 26 دی 1394  6:41 PM

یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نی

جام می در دست من مینای می در دست وی

درکنار آئی خزان ما زند رنگ بهار

ورنیا ئی فرودین افسرده تر گردد ز دی

بیتو جان من چو آن سازی که تارش در گسست

در حضور از سینهٔ من نغمه خیزد پی به پی

آنچه من در بزم شوق آورده ام دانی که چیست؟

یک چمن گل یک نیستان ناله یک خمخانه می

زنده کن باز آن محبت را که از نیروی او

بوریای ره نشینی در فتد با تخت کی

دوستان خرم که بر منزل رسید آواره ئی

من پریشان جاده های علم و دانش کرده طی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها