0

زبور عجم اقبال لاهوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

برون کشید ز پیچاک هست و بود مرا
شنبه 26 دی 1394  6:37 PM

برون کشید ز پیچاک هست و بود مرا

چه عقده ها که مقام رضا گشود مرا

تپید عشق و درین کشت نا بسامانی

هزار دانه فرو کرد تا درود مرا

ندانم اینکه نگاهش چه دید در خاکم

نفس نفس به عیار زمانه سود مرا

جهانی از خس و خاشاک در میان انداخت

شرارهٔ دلکی داد و آزمود مرا

پیاله گیرز دستم که رفت کار از دست

کرشمه بازی ساقی ز من ربود مرا

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها