اسم من «ترخون» است!
چهارشنبه 8 دی 1389 12:12 AM
| دشمن سرسخت بيماريهاي عفوني، بخصوص وبا هستم. جويدن من، ميكرب طاعون را نيز از شخص ميراند. اشتهاآورم و رطوبتهاي بدن را جذب ميكنم. براي تسكين درد معده مفيدم. درمانكننده دردهاي رماتيسمي بوده و براي اعصاب مفيدم. در فارسي اسم من ترخاني بود، بعد آنرا معرب كرده، ترخون و طرخون نوشتند. همراه با نعنا به بازار ميآيم و در رديف سبزيهاي خوردني هستم. در اكثر شهرهاي ايران ميرويم. در طعم من تندي و گسي و شيريني با هم احساس ميشود و چون مرا ناشتا بجوند و مدتي در دهان نگاه ميدارند تا طعم بد آنرا حس نكنند. براي كاشتن من ميتوان از بذر من استفاده كرد و هم ميتوان ساقهي مرا قلمه زد. در كتابهاي قديم نوشتهاند چون اسفند را در سركه كهنه بخيسانند و بعد بكارند ترخون سبز ميشود و نيز عدهاي نوشتهاند چون اسفند را در جوف ترب بكارند، ترخون سبز ميگردد. من چون در كشاورزي تخصصي ندارم، صحت و سقم اين موضوع را نميدانم. من بادشكن و ضد عفونيكننده بوده، و در مواقع شيوع بيماريهاي عفوني مثل وبا و طاعون جويدن من براي جلوگيري از سرايت مرض توصيه شده است. جويدن من دهان را خوشبو ميكند و زخمهاي دهان را درمان مينمايد - آشاميدن آب، بعد از جويدن من گوارا و لذتآور است. من اشتهاآور و جاذب رطوبات معده و سينه ميباشم. براي تسكين درد معده و رفع يبوست و دردهاي رماتيسمي و اعصاب مفيد ميباشم. جوشاندهي من به مقدار 25 گرم تا 30 گرم در هزار تجويز ميشود. زيادهروي در خوردن من خون را تيره و شهوت را كم مينمايد. ترخون رومي كه فارسي آن آكركره و عاقرقرحا ميباشد با من نسبتي ندارد. |
||
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.