0

اسم من «پنبه» است!

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «پنبه» است!
چهارشنبه 8 دی 1389  12:06 AM

فارسي من پنبه تركي آن پنبوق است. اعراب به من قطن گويند. من داراي گونه‏هاي مختلف هستم و چندين هزار سال است كه بشر مرا شناخته و به كشت من اقدام كرده است. گياه من به ارتفاع 5/0تا 5/1 متر است، برگهاي گياه من پنجه‏اي و داراي سه تا پنج بريدگي نوك تيز است. سطح برگهاي من پوشيده از كرك است. گلهاي من داراي رنگ زرد روشن، و لكه‏هاي ارغواني است. ميوه من غوزه ناميده مي‏شود، و داراي جدار خشك و سه تا پنج خانه است. در اين خانه پس از شكفتن غوزه، الياف پنبه نمايان مي‏شود، و داراي دانه‏هاي فراوان است. بهترين زمين براي كشت من، زمينهاي پوك است كه كمي شوره داشته باشد، الياف پنبه من سفيد مايل به زرد است، ولي اخيرا دانشمندان كوشيده‏اند كه انواعي از من را در اثر تربيت به دست آورند كه به رنگهاي مختلف مخصوصا قرمز و بنفش باشد. سعي ديگر دانشمندان بر اين است كه بتوانند انواعي از من پرورش دهند كه الياف آنها بلندتر باشد. در سنوات اخير محصول ايران دچار آفتي به نام كرم خاردار شده بود كه خوشبختانه مبارزه با آن ثمر بخش بوده، و تا اندازه‏اي از بين رفته است.
دانه‏هاي من كه به پنبه دانه معروف شده‏اند، داراي بيست تا سي درصد روغن قابل استخراج مي‏باشند. من زرد رنگ بوده، و در زمستان در حرارت دو تا چهار درجه بالاي صفر منجمد مي‏شود، و داراي ويتامين «اي» مي‏باشد. روغن من خوراكي است، مشروط بر اينكه كاملا تصفيه شده و بوي آن گرفته شده باشد. در غده‏هاي ترشحي واقع در ضخامت لپه دانه من، دو ماده رنگي و سمي وجود دارد و دانه‏هاي من موقعي به مصرف خوراكي و دارويي مي‏رسند بايستي عاري از اين غده‏هاي ترشح كننده باشند. مغز دانه‏هاي من مصارف متعدد و فوايد بسيار دارد، ولي بزرگترين اين خواص زياد كردن نطفه است و كساني كه به علت كمي نطفه بچه دار نمي‏شوند، بايستي سه ماه مرتبا روزي پنج مثقال مغز دانه‏هاي مرا ميل نمايند.
خوردن مغز مقشر دانه‏هاي من سينه و شكم را نرم مي‏كند، و درمان سرفه است. با دارچين و شكر براي سرد مزاجان و با سكنجبين براي آنهايي كه مزاجي گرم دارند براي تقويت غرايز جنسي به كار مي‏رود. مغز دانه‏هاي من براي زنان بچه شيرده نيز نافع است، چون شير را زياد مي‏كند و مقدار چربي و مواد سفيده آن را بالا مي‏برد. شكوفه گياه من نشاط آور است، و شربتي كه با آن بسازند براي رفع خفقان و اختناق سود فراوان دارد و براي درمان وسواس و ابتداي جنون مفيد است و داروسازان سنتي ايران را عقيده بر آن بود كه عقل و هوش را زياد مي‏كند. ضماد شكوفه و برگ من همراه با پنبه سوخته ورمها را فرو مي‏برد و خارش بدن را برطرف مي‏كند، و از تاول زدن پس از سوختن جلوگيري مي‏نمايد، آب برگ من اسهال را بند مي‏آورد مشروط بر اينكه با آب سيب مخلوط شده و خورده شود. پوست ريشه گياه گياه من قاعده‏آور است، و خون رحم را بند مي‏آورد، پنبه مخصوصا وقتي چربي آن گرفته شده و هيدروفيل، يعني جاذب آب شود، داراي مصارف و فوايد پزشكي زياد است، و بسياري از بانوان هنگام عادت ماهانه از آن و فراورده‏هاي آن استفاده مي‏نمايند.
در صنعت از پنبه و روغن من زياد استفاده مي‏شود و پزشكان سنتي ايران، پوشيدن لباس پنبه‏اي را مفيد مي‏دانستند. من داراي انواعي به صورت درختچه نيز مي‏باشم كه در مشرق بنگال، نواحي مصر عليا، ايران، چين، و ژاپن مي‏رويد و انواع وحشي آن نيز به طور خودرو در ايران ديده شده است.
چنانچه زخمهاي گود شده را از پنبه سوخته پر كنيد، چرك آنها را كشيده و آنها را خشك مي‏كند. اگر مرا گرم كرده و بر روي ورمهاي دردناك ببنديد، درد آنها را تسكين خواهم داد، و براي اينكه نتيجه بهتر بدهد بهتر آن است كه قبلا روي آن زنجبيل و زرنباد نرم كرده بماليد، و بعد روي آن پنبه گرم كرده گذاشته و ببنديد و همينكه پنبه سرد شد، دوباره آن را گرم كنند و مدتي بگذارند. براي فروكش ورم بيضه و تسكين درد آن دستور داده‏اند كه دانه پنبه را از غوزه جدا كرده، و بكوبند و پس از گرم كردن برروي برگ بيدانجير پهن كنند و بر روي ورم بيضه بگذارند و همچنين دستور داده‏اند كه اگر تخم پنبه را كوبيده، با كمي زنجبيل مخلوط كرده و پنبه را با آن آغشته كرده، فتيله سازند و بعد يك سر آن را برزگيل ميخي بسته و سر ديگر آن را آتش بزنند به طوري كه گرمي و حرارتش به زگيل برسد، ولي نسوزاند، و اين عمل را سه روز متوالي روزي يك بار تكرار كنند، زگيل افتاده و از بين مي‏رود.
كنف كه در گيلان و مازندران مي‏رويد و با آن گونه مي‏بافند، از خانواده پيبه بوده و گياه آن خواصي نظير پنبه دارد، و همچنين نوع ديگر از آن در بلوچستان مي‏رويد كه تاكنون در اطراف آن مطالعه و تحقيق نشده است. ممكن است اين گياه سينبل باشد كه داروسازان سنتي به آن اشاره كرده و آن را چنين تعريف كرده‏اند: درختي است هندي بسيار بزرگ، چوب آن شبيه انجير سفيد و سبك برگ آن شبيه برگ گردو و از آن درازتر و گل آن سرخ تيره و بزرگ شبيه لاله و ريشه درخت كوچك و آن شبيه كوكب و شقاقل و مغز آن سفيد و پوست آن نباتي رنگ و ميوه آن شبيه غوزه پنبه و در چوب آن پنبه بسيار نرمي وجود دارد و درخت آن دو نوع است. خاردار و بي‏خار، و خاردار آن بهتر از بي‏خار است، و قسمت مورد استفاده اين گياه بيخ آن است كه قبل از آنكه گياه گل كند، بايد آن را در آورده و با كارد چوبي ورق ورق كرده، و در سايه خشك نمايند و بعد كوبيده با هم وزن آن نبات سفيد دوباره كوبيده و به صورت قاووت در آورند. خوردن آن قاووت روزي يك تا سه گرم به مدت چهل روز براي تقويت جسماني و غريزي نتيجه بسيار عالي دارد، و همچنين اسهال خوني و بلغمي را بند مي‏آورد و براي معالجه دمل و زخمهاي جلدي، جذام، فساد خون و صفرا سودمند است، و همچنين شهرت دارد كه اگر پنبه اين گياه را در گوش نمايند آن را كر مي‏كند
پنبه نسوز
فارسي من پنبه نسوز است، به من پنبه كوهي و آذرشست هم مي‏گويند. عربي من حجر الفتيله است. من نوعي سنگ آتشفشاني هستم كه از تركيب سيليكات كلسيم و سيليكات منيزي به صورت الياف در آمده‏ام، الياف من مانند پنبه نرم و قابل انعطاف و تابيدن است و از اين رو در نساجي مي‏توان از من استفاده كرد و پارچه‏هاي نسوز بافت، در گذشته از من براي خانه‏هاي اعيان و اماكن مذهبي فتيله درست مي‏كردند و در چراغهاي روغن نسوز مي‏گذاشتند، امروز در صنايع براي تهيه الياف نسوز بيشتر از من استفاده مي‏شود، داروسازان سنتي ايران عقيده داشتند كه پنبه نسوز براي التيام جراحات مخصوصا جراحات حيواني نظير ندارد. معادن پنبه نسوز در كرمان فراوان است، و خارج از ايران در چين و چند كشور ديگر ديده مي‏شود. در طب جديد هيچگونه مصرف دارويي براي آن قايل نيستند.
زبان خوراكيها جلد سوم دكتر غياث الدين جزايرى

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها