لطیفه هایى از احکام
پنج شنبه 24 دی 1394 6:58 AM
![]()
میرزا ندیم، شبى به مسجد حاج میرزا هادى رفته و از شدت مستى به گوش هاى افتاده بود.
صبح امام جماعت براى نماز به مسجد آمد، تا او را دید گفت: او را بکشید و از مسجد بیرونش کنید.
او گفت: آخوند مگر من مد «والضالین» هستم که مرا بکشند.
منبع:http://qunoot.net