0

ابعاد اعجاز قرآن

 
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

اعجاز قرآن از نظر علوم روز
چهارشنبه 16 دی 1394  11:57 AM

 

اعجاز قرآن از نظر علوم روز

 

 

اعجاز قرآن از نظر علوم روز

 

 

بـا آنـكـه مـردم عـرب در زمـان پـيـامـبـر اسلام (ص ) حتى از علوم زمان خود بى بهره بودندو دانشمندان آن زمان نيز در اثر نداشتن وسائل علمى امروز به خرافات عجيبى مبتلا بوده اند.

مثلا اعتقاد آنها درباره كره زمين اين بود كه زمين در مركز معينى ايستاده و افلاك هفتگانه گرد او مـى چـرخـنـد و يا زمين غير كروى است و هيچ گونه حركت وضعى وانتقالى ندارد, در چنين شـرائطى اگـر پـيامبر اسلام (ص ) مى خواست قرآن را از جانب خود تدوين كند طبعا بايد طبق آنـچـه در مـيـان مـردم معمولى يا نهايت دانشمندان آن زمان شايع بوده بنويسد نه آنكه مطالبى بـرخـلاف دانشمندان آن روز و موافق علم امروز در كلمات و عبارات قرآن بياورد كه دانشمندان امروز انگشت حيرت به دهان بگيرند.
ما در اينجا نمى خواهيم كتابهاى قرآن و اكتشافات جديد يا قرآن از نظر علوم روز و يا علم روز و قـرآن و يا قرآن برفراز اعصار و يا كتاب عذرتقصير به پيشگاه محمد (ص ) و قرآن و دههاكتاب ديگر از اين قبيل رارونويس كنيم زيرا به قول معروف در اين صورت مثنوى هفتاد من كاغذشود.

ولـى بـه يـارى پروردگار مى خواهيم چند نمونه از آنچه در بين مردم آن زمان شايع بوده و قرآن برخلاف آنها و طبق علم روز سخن گفته است براى اثبات اعجاز قرآن بيان نمائيم .

 مساله آهن

در روزگارى كه مردم از آهن جز براى شمشير و چاقو و نهايت چند آلت ديگراستفاده نمى كردند.
در زمـانـى كـه از نـظـر مردم آهن بيشتر از مواد ديگر مورد استفاده نبود بلكه طلا و نقره از نظر اقتصادى در آن زمان اهميت زيادترى داشت .

در عـيـن حال قرآن آنچنان به مساله آهن و استفاده عجيبى كه از آن در اين زمانهامى شود توجه داشـته كه يك سوره به نام حديد آهن در قرآن ديده مى شود و در آيه24 همين سوره مى گويد: و انـزلـنا الحديد فيه باس شديد و منافع للناس و ما آهن را كه در آن صلابت و محكمى شديد و منافعى براى مردمان در آن است نازل نموديم .

دانشمند معروف آقاى نوفل در كتاب القرآن و العلم الحديث مى گويد: تـا قـرن هيجدهم يعنى دوازده قرن پس از نزول قرآن هنوز كارهاى فلزى در نهايت ضعف بود و نه تنها ارزش آن شناخته نشده بود بلكه اساسا مهم و قابل توجه تلقى نمى شد تا آنكه ناگهان چشم دنـيـا به آهن دوخته شد و رقابت عجيبى در ميان دانشمندان براى استخراج و استفاده بهتر از آن بـوجـود آمـد تـاآنجا كه به اين دو قرن دوران نهضت و پيشرفت و عصر فلز اطلاق شده و دنيا حقا مـنـافع آن راآنچنانكه بايد دريافته و صدق يكى ديگر از حقايق قرآن , نقاب از صورت به يكسو زده است , امروزمنافع آهن آنچنان براى مردم دنيا روشن شده كه احتياج به توضيح ندارد.

و قـرآن تقريبا در هزار و چهارصد سال قبل برخلاف نظريه مردم آن روز و موافق علم امروز سخن در اهميت آهن گفته و از اين راه اعجاز خود را اثبات كرده است .

 مساله حركت زمين

در روزگارى كه نظريه بطلميوس به عنوان بهترين فرضيه در موضوع افلاك شناخته شده بود.
در زمانى كه جز سكون زمين و حركت افلاك به دور آن چيز ديگرى براى افراد بشرمفهوم نداشت .

در عهدى كه وسائل علمى به هيچ وجه در اختيار بشر قرار نگرفته بود تا به غيرمحسوسات خود به حقيقت ديگرى متوجه شوند.
قـرآن بـا لـطافت خاصى كه نه با نظرات مردم آن زمان صريحا مبارزه كرده باشد كه آنهااز اسلام دورى كنند و نه حقيقت را بيان نكرده باشد, در چند مورد به حركت وضعى و انتقالى زمين اشاره فرموده و مى گويد: الم نجعل الارض كفاتا احيائا و امواتا و جعلنا فيها رواسى شامخات و اسقيناكم ما فراتا. يـعـنـى : آيـا مـا براى شما زمين را مروركننده سريع و زنده و مرده قرار نداده ايم بلكه در آن كوههاى ثابت و بلندى قرار داديم و براى شما از آن آبهاى پاك و گوارا آفريديم .

در گذشته مفسرين در تفسير اين آيه شريفه دچار اشكالاتى شده بودند زيرا كلمه كفات در لغت عرب به معنى موجودى كه با سرعت پروازمى كندمى باشد.  و آنـهـا بـه عناوينى اين جمله را تاويل مى كردند ولى پس از كشف حركت انتقالى زمين معنى آيه شـريـفـه كـامـلا واضح شد و نيز معلوم گرديد كه چرا پروردگار پس ازجمله كفات كه در آيه شـريفه ذكر شده , زنده شدن و مردن زمين كه بوسيله جمله احيا و امواتا گفته شده كه مسلم با ضـمـيـمـه آيات ديگر مراد تابستان و زمستان است وبوجود آمدن تابستان و زمستان دراثر حركت انتقالى زمين است .

و يـا در نتيجه حركت انتقالى زمين و بوجود آمدن فصل زمستان و تابستان جريان آب از اقيانوسها به سطح خشكى و تصفيه آنها بوسيله ابرها و آشاميدن بشر از آب پاك وقابل شرب نام مى برد.

و يا در سوره نبا آيه 5 مى فرمايد: الم نجعل الارض مهادا و الجبال اوتادا.

آيا ما زمين را براى شما گهواره و كوهها را ميخهائى بر آن قرار نداديم .

و در سـوره طـه آيـه 53 مى گويد: الذى جعل لكم الارض مهدا خدا آن كسى است كه زمين را گاهواره قرارداد.
تـرديـدى نـيـسـت كـه اين دو آيه با تشبيه كاملا جالبى كه اهل دقت متوجه آن هستند به حركت وضعى زمين اشاره كرده است .
و چون در معنى اين آيه بين مفسرين اختلاف شديدى است .

ما در اينجا خلاصه كلام يكى از مراجع بزرگ را در تفسير اين دو آيه نقل مى كنيم : در صفحه 86 تفسير البيان آمده است .
خـوانـنـده مـحـتـرم تامل كن كه چگونه اين آيات به حركت زمين نيكو اشاره كرده , چقدر عالى گـاهـواره را بـراى زمـين به استعاره گرفته , آنچنانكه گهواره به منظوررشد و استراحت طفل حـركـت داده مـى شـود,هـمـچـنـان زمـين در اثر حركت سبب رشد و استراحت بشر و حيوانات مى گردد.

و عـجـيبتر آنكه پس از بيان حركت زمين در اين آيات كه اشاره به حركت وضعى زمين است فورا بـعـد از آن بـه بيان استحكام زمين بوسيله كوهها كه اگر نبود در اثر حركت وضعى زمين در هم مـى پاشيد و بعد اشاره به شب و روز كه باز هم در اثر حركت وضعى زمين يعنى گردش آن به دور خـود بـوجـود مى آيد مى فرمايد و حيرت دانشمندان جهان را به خود جلب مى نمايد .
چنانكه اگر كسى از باب نمونه در سوره نبا دقت كند اين حقيقت را به خوبى درك مى كند.

ممكن است كسى بگويد كه : چرا قرآن مجيد حركت وضعى و انتقالى زمين را باكنايه و تشبيه بيان كرده و صريحا نفرموده زمين دو حركت , يكى به دور خود وديگرى به دور خورشيد دارد در جواب مـى گـوئيـم : الكنايه ابلغ من التصريح يعنى : كنايه بليغتر از تصريح است زيرا اگر پيامبر اسلام (ص ) درهـزار و چـهـارصد سال قبل كه كليه دانشمندان بشرى معتقد بودند زمين حركت ندارد.
مى فرمود: زمين در حركت است علاوه بر آنكه او را به پيامبرى قبول نمى كردند به او صدمه و آزار هم وارد مى نمودندو به علاوه پيامبراكرم (ص ) در آن زمان وسيله اثبات مدعى خود را هم براى مـردم نداشت .

يعنى نمى توانسته اين حقيقت را براى آنها ثابت كند و بالاخره آنچنانكه گاليله را پـس از هـزار سـال كـه از هجرت پيامبر (ص ) گذشته بود با آنكه ادعا نبوت هم نمى كرد وقتى حركت وضعى و انتقالى زمين را اثبات نمود تنها به منظور آنكه حرف تازه اى آورده با آن عظمت و جـلالـت علمى كه در بين مردم داشت او را به محكمه تفتيش عقائد در محضر پاپ احضار كرده و مـدتـهـا او را زنـدانى نمودند ومى خواستند اعدامش كنند كه توبه كرد و توبه نامه او معروف است هـمچنين پيامبراكرم (ص ) را هم با وضع بدترى اذيت مى نمودند و حتى قرآن به خطر مى افتادو رسالت حضرت خاتم الانبيا (ص ) دچار حملات مردم و بلكه دانشمندان آن زمان قرار مى گرفت و نـمـى گذاشتند صداى اسلام به گوش كسى برسد ولى وقتى قرآن باآن بيان اعجازآميز كه در مقام تذكر نعمتهاى الهى يا در مقام اثبات وجود خدا باتشبيه و كنايه مطلب را بيان كرده علاوه بر آنكه مردم آن زمان را عليه خودش تحريك نفرموده مطلب را به طورى كامل و صحيح ادا كرده كه امروز دانشمندان به نحو احسن آن را قبول مى كنند.

منبع:آل البیت

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها