مدافعان حرم _ بخش4 (تقدیم به شهدای مظلوم نبرد با اسلام آمریکایی)
یک شنبه 13 دی 1394 2:22 PM
آخرین لحظه ای که "مقامات" داشتند می رفتند دفترچه های بیمه ی زن و بچه اش را داد به بزرگترشان و گفت باطلشان کرده اند اگر ممکن است پیگیری کنید تا دوباره صادر کنند.
وقتی مقامات نشسته بودند و از این بزرگوار مشکلاتش را می پرسیدند بجای بیمه ی قطع شده ی خانواده اش داشت مشکلات مدافعان حرم را برای این آقایان روشن می کرد:
بچه های ما خیلی مظلومند، عراقیها و افغانیها یکیشان که تیر می خورد یا مجروح می شد چنان آه و ناله و فریادی راه می انداخت، خودم را نمی گویم ولی بچه های ما وقتی زخمی می شدند هیچ سر و صدایی نمی کردند، فقط ذکر می گفتند!
بزرگتر مقامات پرسید الان چند نفر مجروح توی اصفهان هستند؟ یکی از همراهانش لای سررسیدش یادداشتی را نگاه کرد و گفت چهارده نفرند ما به همگیشان سر زده ایم!
از حرفهای آن بزرگوار فهمیدم که آنجا اگر کسی تیر و ترکش بخورد، فقط باید بخدا توکّل کند و بفکر پزشک و بیمارستان و آمبولانس نیفتد! بعد هم اگر پایش به ایران رسید فقط خاک ایران را ببوسد و روی چشمش بگذارد و خدا را شکر کند!
__________________________________________________
__________________________________________________