اسم من «پرتغال» است!
سه شنبه 7 دی 1389 6:20 PM
| پوست را شاداب ميكنم و جلوگيري چين و چروك خوردن آن هستم. مانع فساد و لخته شدن خون ميشوم. استخوان را محكم ميكنم. و شما ميتوانيد اكسير جواني را در من جستجو كنيد... در فارسي مرا پرتغال مينويسند و پرتاغال ميخوانند و اين به علت آن است كه اسم مادري من «پرتاگال» ميباشد، لقب من سلطان مركبات است، داراي ويتامينهاي ب - پ و ث هستم و مقداري هم جوهر زردك كه در كبد تبديل به ويتامين «آ» ميشود دارم. و اين جوهر در انواع رنگين من مثل پرتغال قرمز كه به آن خوني ميگويند زيادتر است. انواع ترش - شيرين و ميخوش دارم و هر قدر رسيدهتر باشم، و روي درخت بيشتر بمانم، شيرينتر ميشوم - ترشي من بيشتر از نوع ترشي سيب است، و جوهر ليمو خيلي كم، يعني در حدود دو درصد دارم. در گذشته عدهاي از پزشكان عقيده داشتند كه ترشي ما مركبات مثل ساير ترشيها املاح بدن را از بين برده، و باعث كرم خوردگي دندان و سستي استخوان ميشويم، ولي غذاشناسان اين عقيده را رد كرده، و ثابت نمودند كه ما برعكس عمل كرده، و باعث محكمي استخوانها هستيم، زادگاه اوليه من چين است و چون اين كشور به وسيله يك ديوار ضخيم خود را از ساير كشورهاي جهان جدا كرده بود، كسي از وجود من اطلاع نداشت، ولي بعد از جنگهاي صليبي مرا به اروپا آوردند. ولي تا صد سال پيش به ايران نيامده بودم و به همين جهت در كتب قديم ايراني، نامي از من برده نشده است. اكسير جواني يعني ويتامين «پ» در من زياد است و اكثر هنرپيشگان لطافت و شادابي خود را به وسيله من حفظ كرده بود پس از مرگش معلوم شد روزي دوازده عدد پرتقال ميخورده است. من از فساد خون و لخته شدن آن جلوگيري ميكنم، و به علت داشتن ويتامين «ث» و املاح آن از رقيق شدن آن ممانعت مينمايم. آب من براي اطفال شير خوار - براي پيران - براي كساني كه از بستر بيماري برخاستهاند نه تنها مفيد ميباشد بلكه يكي از غذاهاي ضروري به حساب ميآيد. به خانمها توصيه كنيد كه براي پاك كردن آرايش صورت خود هميشه از آب من استفاده نمايند تا هيچگاه مبتلا به چين و چروك نشده نرمي و لطافت خود را براي هميشه حفظ نمايند. در زمستان كه بدن انسان عرق نكرده و خون ترش ميشود، من و ساير مركبات، ارزندهترين هديهي طبيعت به حساب ميآييم. در گذشته كه ميوههاي ما مركبات به حد كافي در دسترس عموم نبود، پيشينيان مجبور بودند در اواخر زمستان حجامت نموده و از ترشي خون بكاهند ولي از مواقعي كه به علت سريع شدن وسايل حمل و نقل همه به ما دسترسي پيدا كردهاند، حجامت از بين رفته و كمتر كسي به آن توجه پيدا ميكند. |
||
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.