0

چرا دانشگاه‌های ما «آدم‌ساز» نیست؟

 
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

چرا دانشگاه‌های ما «آدم‌ساز» نیست؟
شنبه 28 آذر 1394  12:29 AM

رحیم پور ازغدی به چه چیزی هشدار داد؛

 

چرا دانشگاه‌های ما «آدم‌ساز» نیست؟

 

هفته جاری حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی دررابطه با بحث انسانی سازی در دانشگاه ها و نقش علوم انسانی علی الخصوص علوم سیاسی درآن گفت: جای سوال دارد که برون داد دانشکده های علوم سیاسی چیست؟ دانشکده حقوق علوم سیاسی چه چیزی را به جامعه تحویل می دهد و جایگاه آدم سازی کجاست؟ این که می گویند نتیجه کار ما صرفا تبدیل چند میلیون دیپلم بیکار به چند فوق لیسانس بوده از گناهان کبیره است که باید شورای عالی انقلاب فرهنگی تصمیم گیران علوم سیاسی و وزارت علوم باید پاسخگو باشد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ باید گفت که از اولین سالهایی که ایرانیان در مواجهه با غرب قرار گرفتند پدیده ای به نام نهضت ترجمه در ایران شکل گرفت. روشنفکرانی که عموما شاخصه ی اصلی تفکرشان زدودن هرگونه پدیده ای است که بویی از مقاومت در مقابل فرهنگ غربی برده است، اصلی ترین مروجان و موسسین تدریس محافل دانشگاهی به شکل جدید بودند.

در اولین مواجهه مباحثی چون حقوق، فلسفه، علوم سیاسی و... که در اصطلاح علوم انسانی اند عموما از کشورهایی چون فرانسه، بلژیک، آلمان، انگلستان و ... گرفته شد و به همان شیوه در ایران توسط اساتید خارجی و یا تحصیل کنندگان ایرانی خارج از کشور دایر شد.

چرا دانشگاه‌های ما «آدم‌ساز» نیست؟

پس از دهها سال تار و پود جامعه سیاسی و فرهنگ و اقتصاد  ایران متشکل از علوم غربی و سکولار شده بود. و هر آنکس که با عقایدی مذهبی و بعضا حوزوی در معرض دروس و علوم انسانی سکولار قرار می گرفت پس از مدتی به دشمنی با عقاید سابق خود و پشت کردن به هر نوع پدیده ای بومی می پرداخت. روشنفکران بومی گرایی که در ذیل آن اسلام را نیز شامل می شد، در مرکز قرار داده و برای زدودن آن شروع به تئوری سازی و ترجمه ی منابع و کتب سکولار نمودند. از سوی دیگر به علت ضعف و خواب نهادهای مدافع دین، روز به روز از چهره ی اسلامی کشور زدوده می شد.

پس از انقلاب اسلامی که ماهیتا فرهنگی و در مقابل فرهنگ و تمدن غربی انسان سوز قد علم نمود، مباحث تولید علوم انسانی اسلامی بیشتر مورد توجه واقع شد؛ که این موضوع به معنای استقلال علمی و فرهنگی است که از آن استقلال اقتصادی و سیاسی ناشی می شود.

چرا دانشگاه‌های ما «آدم‌ساز» نیست؟

سخن رحیم پور دقیقا تفسیر سخنان بعضا عتاب آلود امام راحل و مقام معظم رهبری در مورد اصلاح دانشگاه ها و تعریف مبانی اسلامی برای علوم انسانی بود. رهبر انقلاب صریحا بارها فرموده اند: حرف این است که مبناى علوم انسانى غربى، مبناى غیرالهى است، مبناى مادّى است، مبناى غیر توحیدى است؛ این با مبانى اسلامى سازگار نیست، با مبانى دینى سازگار نیست.علوم انسانی هوای تنفسی مجموعه‌های نخبه کشور است که هدایت جامعه را بر عهده دارند بنابراین آلوده یا پاک بودن این هوای تنفسی بسیار تعیین کننده است.

به خوبی همه می دانیم مهمترین اشکالی که در دانشکده های ما انسان ساخته نمی شود و بعضا به ضد خود مبدل گشته و بر ضدانسانیت عمل کرده و تئوری های علمی را در خدمت نفی و متضرر کردن بشر به کار می بندند، به محتوای دانشی است که در آنجا تدریس می شود. شرف المکان بالمکین.

با توجه به بیانات مقام معظم رهبری در مورد تغییر در محتوای علوم انسانی فعلی و گذار به علوم انسانی الهی، می توان به گذاره های زیر دست یافت:

چرا دانشگاه‌های ما «آدم‌ساز» نیست؟

1-مقوله تولید علوم انسانی اسلامی به معنی مسدود ساختن باب تعامل علمی با غرب و استفاده هوشمندانه از دستاوردها و نظریه های آنها نیست. این، هم اقتضای عقل و هم توصیه نقل است که از تجربه های علمی جوامع و فرهنگهای دیگر استفاده کنیم و انباشته ها و اندوخته های معرفتی دیگران را نادیده نگیریم. بنابراین، از نظر مقام معظم رهبری، سکولاریسم، الحاد و مادی‌گری در تمام اجزا و عناصر علوم انسانی غربی رسوخ نکرده که بتوان "همه" آن را، معارض با دین قلمداد کرد. همچنین، لازمه استفاده از علوم انسانی غربی، پذیرش "تمامی مفاد" و "کلیات" آن نیست که اشکال شود، چنانچه بخواهیم از غرب بهره بگیریم؛ ناچار باید تمامی آن را پذیرا شویم زیرا با یک کل به هم پیوسته روبه‌رو هستیم که در برابر آن، امکان "تفکیک" و "گزینش" وجود ندارد. ‏

2- اگر از زاویه فرا دینی به این مسئله نظر افکنیم باید بگوییم "تقلید"، "تکرار"، "ترجمه" و "مصرف"، شرافت و عزت هیچ جامعه‌ای - چه دینی و چه غیردینی- را به دنبال نخواهد داشت. جامعه

مصرف کننده و دنباله رو، همیشه "وابسته" و "مغلوب" است و در دیده دیگران، اعتبار و منزلتی ندارد. متأسفانه، جامعه ما از مشروطیت به این سو، به

مصرف کننده و مترجم محض علوم انسانی غربی مبدل شده است و "تولید"، "نوآوری" و "خلاقیت" علمی را به فراموشی سپرده است. هیچ عقل سلیم و منصفی، چنین وضعیت اجتماعی و تاریخی حقارتآمیزی را روا نمی‌داند و برنمی‌تابد. ‏

چرا دانشگاه‌های ما «آدم‌ساز» نیست؟

3- علوم انسانی به سبب ماهیت خاص خود، ناگزیر بر یک سلسه گزاره های هستی ‌شناختی و معرفت شناختی استوار هستند که می‌توان آنها را "مبانی" نام نهاد. در واقع، ما در این پهنه با دو واقعیت معرفتی روبه‌رو هستیم: "مبانی علوم انسانی" و "علوم انسانی". در درجه اول، مسئله این است که علوم انسانی غربی، از "مبانی سکولاریستی" تغذیه کرده اند و در نسبت به آنها، موجودیت و فعلیّت یافته اند. ما به مثابه یک "انسان مسلمان" و یک "جامعه اسلامی"، چگونه می توانیم علوم انسانی غربی را که چنین ماهیتی دارند، "علم محض" بدانیم و ستیز و تعارضی میان هویت خود و هویت ایدئولوژیک این علوم احساس نکنیم و یا نسبت به این ستیز و تعارض، بی تفاوت باشیم؟! علوم انسانی غربی، محصول و مولود "مدرنیته" هستند و به همین سبب، "علوم انسانی مدرن" خوانده می شوند و مدرنیته نیز یا دین را "نفی" می کند و یا آن را از جنس "معارف نامعتبر" می داند و در "حوزه خصوصی" افراد، محصور

می سازد. در جهان مدرن، "علم" جایگزین "دین" شده و بر جایگاه تدبیر حیات انسان تکیه زده است.‏

چرا دانشگاه‌های ما «آدم‌ساز» نیست؟

4- علوم انسانی، قلمروی خارج از اختیار و اراده انسان نیست که نتوان دست به "تأسیس" و "تولید" آن زد. "اجتهاد" در علوم انسانی یعنی می توان قوه اندیشه را به کار گرفت و گونه‌ای دیگر از علوم انسانی را رقم زد. علوم انسانی اسلامی، معلول اندیشه ورزی و تعقل "عاملیتهای انسانی" است، نه الزام‌ها و جبرهای "ساختارهای اجتماعی"؛ برخی که از قدرت علمی و معرفتی لازم برای تولید علوم انسانی اسلامی برخوردار نیستند و یا اساساً قائل به این سنخ از علوم انسانی نیستند، توجیه ها و بهانه هایی از قبیل نبود امکان منطقی "تأسیس" و "تولید" در حوزه علم و یا ضرورت وجود شرایط و زمینه های خاص ساختاری که جز در بلند مدت قابل تحقق نیستند، سخن می گویند. برای "اجتهاد علمی"- که مقام معظم رهبری به آن توصیه کرده اند- ، دو چیز لازم است: "قدرت علمی" و "جرأت علمی"

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها