0

صنایع دستی ایران

 
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:صنایع دستی ایران
دوشنبه 16 آذر 1394  10:47 PM

بربط يا عود سازي زهي است كه در خاور ميانه و كشورهاي عربي رايج است و از قديمي ترين سازهاي شرقي و ايراني به شمار مي رود . اين ساز در حقيقت نوعي سمبل تاريخي براي سازهاي ايراني است .
تاريخچه ي بربط
از آنجا كه پيشينه ي اين ساز به 1970 سال پيش از ميلاد مسيح باز مي گردد ، مي توان آن را از اصيل ترين سازهاي موسيقي ايران زمين به شمار آورد . آثار باستاني ميان رودان متعلق به هزاره ي دوم پيش از ميلاد ، نگاره ي مردي ايستاده را نشان مي دهد كه به نواختن بربط مشغول است .
در حقيقت سومري باستان نخستين مردمي هستند كه در آثار به جاي مانده از آنها ردپايي از اين ساز ديده مي شود . ساز عود در ايران پيش از اسلام به نام بربط شناخته مي شد و پس از سومري ها در دوران هخامنشيان رايج بود و در عهد ساساني بيش از همه ي ادوار رواج داشته است . فارمر پيشينهي بربط را به هنر حجاري هندي در سده يدوم پيش از ميلاد مي رساند (د.اسلام،چاپ اول ، ذيل”عود”) ، اما محققان ديگر كهن ترين نشانه هاي تصويري آن را ، كه در بلخ شمالي (ازبكستان امروزي) يافت شده است ، متعلق به سده ي نخست پيش از ميلاد مي دانند . وجود سازي شبيه به بربط در نقش برجسته هاي به جا مانده در ايران ، گسترش استفاده از بربط در اين كشور و وجود شواهد روشن تر در اين باره موجب شده تا فامر ضمن آوردن باربيتوس در شمار برخي از آلات موسيقي بيگانه كه به يونان راه يافته ، آن را همان بربط يا”عود قديم” بداند و به ايراني بودن آن تصريح كند (سامي، ص20). احتمالاً متغير بودن مرزهاي شرقي ايران و دست به دست گشتن برخي ولايات در پي جنگ ها ، موجب شده كه فارمر ، با آن كه خاستگاه اوليه ي بربط را به هند مي رساند ، آن را هم چنان سازي ايراني بداند . برخي از محققان معتقدند كه بربط سازي يوناني است . اما اگر نظر بعضي از نويسندگان فرنگي را بپذيريم كه سازهاي با برش طولي گلابي شكل ، منشأ هندي و ايراني دارند (ملكي، ص32) ، ديگر نبايد در نادرستي انتساب بربط به يونان ترديد داشت به بربط از همان آغاز پيدايش ، در نقاط مختلف جهان توجه شده است ؛ در سده ي سوم در چين رايج شد و در زبان چيني «پي پا» نام گرفت(جنكينز واولسن، ص121). چون در سده ي سوم ميلادي چيني ها بر شبه جزيره ي كره دست يافتند و به ژاپن نزديك شدند ، بربط از راه كره به ژاپن رفت و “بي وا” ناميده شد ، و سپس به كشورهاي آسياي جنوب شرقي چون ويتنام و كامبوج ، راه يافت (فروغ،1356ش،ص59-60؛ ايرانيكا ، همان جا ؛ جنكينز واولسن ، همان جا). در سده يششم ميلادي ، از طريق حيره ، در مغرب رود فرات كه مدت ها متأثر از فرهنگ ايراني بود ، به ميان اعراب رفت و در اوايل دوره ي اسلامي قبول همگاني يافت ظاهراً اعراب ، سازي به نام مِزهَر داشتند كه شبيه بربط بود و سطح آن را با پوست مي پوشاندند . اما چون به ساز ايراني بربط كه سطح آن چوبي و از مزهر كاملتر بود ، دست يافتند ، آن را عود (=چوب) ناميدند و به جاي مزهر به كار گرفتند بر پايه ي برخي از اسناد “ابن سريح ايراني نژاد” نخستين كسي كه در عربستان و در قرن يكم هجري عود فارسي يا بربط را نواخت و نوازندگي آن را آموزش داد . الاغاني مي گويد : آشنايي او با عود از آن جا شروع شد كه “عبدالله ابن زبير” جمعي از ايرانيان را به مكه دعوت كرده بود تا خانه ي كعبه را تعمير كنند . ديوارنگاران ايراني عود مي نواختند و اهل مكه از ساز و موسيقي ايشان لذت مي برند و آن را تحسين مي كردند ، پس از آن ابن سريح به عود زدن پرداخت .

انواع بربط
در قديم بربط را دو نوع به حساب مي آورند : يكي بربط با كاسه ي بزرگ و دسته ي كوتاه و ديگر با كاسه ي كوچك اما دسته ي بزرگ . امروز به اشتباه ساز دسته بلند را بربط و ساز دسته كوچك را عود مي نامند . با وجود شباهت هاي كلي ، تفاوت هايي نيز ميان بربط قديم و جانشين آن ، عود ، وجود دارد ، از جمله دسته و كاسه ي بربط از چوب يك تكه ساخته شده ، اما دسته و كاسه ي عود از دو قطعه يجداگانه است ؛ دسته ي بربط به تدريج از جاي گوشي ها كلفت تر تا به كاسه منتهي شده ، اما اندازه يدسته ي عود از ابتدا تا انتها يكسان بوده است ؛ افزون بر اين ها دسته ي بربط، بر خلاف عود مجوف بوده است اما هر دو از يك ساختمان صدايي برخورداند . امروزه در ايران كلمات عود و بربط به جاي هم به كار مي روند .

ساختار بربط
شكم اين ساز بسيار بزرگ و گلابي شكل و دسته آن بسيار كوتاه است . به طوري كهقسمت اعظم طول سيم ها در امتداد شكم قرار گرفته است . سطح رويي شكم از جنس چوب است كه بر آن پنجره هايي مشبك ايجاد شده است . عود فاقد “دستان” است و خرك ساز كوتاه و تا اندازه اي كشيده است . عود داراي ده سيم يا 5 سيم جفتي است البته در برخي مواقع استادان قالب شكني كرده و دو يا يك سيم در قسمت پايين قبل از سيم دو به ساز اضافه مي كنند كه اين سيم ها فا زير كوك مي شود . سيم هاي جفت با هم همصدا (كوك) مي شوند و هر يك از سيم هاي دهگانه ، يك گوشي مخصوص به خود دارد ؛ گوشي ها در دو طرف جعبه گوشي(سر ساز) قرار گرفته اند .

برخي از محققان با استفاده از الموسيقي الكبير فارابي (ص498) مهم ترين اجزاي عود را بدين شرح نوشته اند : 1)ملاوي(گوشي هاي ساز)؛ 2)بيت الملاوي (جايگاه گوشي هاي ساز) ؛3)اَنف (خرك فوقاني ساز كه تارها از روي آن مي گذرند و به گوشي ها بسته مي شوند، شيطانك)؛4)عُنُق (دسته كه قسمت انتهايي آن به پشت خم مي شود )؛5)صُندوق (محفظه ي صوتي يا كاسه ي طنيني ساز)؛6)اوتارته ها يا تارهاي ساز)؛ 7)سَطح (پوشش چوبي روي كاسه ي صوتي )؛8)شمسيه(بخش مشبك روي پوشش كاسه ي صوتي نزديك خركساز چسبانده مي شود تا مضراب بربط به پوشش صدمه نزند )؛10)مُشط (خرك و سيم گير تحتاني ساز). مضراب بربط ابتدا از چوب بود تا اينكه زرياب به جاي آن مضرابي از تاخن عقاب ساخت و آن را رواج داد (مقري، ج3،ص126)؛ پر مرغ و طاووس نيز در تهيه مضراب به كار مي رفته است (جنكينز و اولسن ، ص 53؛ منصوري ، ص15).اما امروزه مضراب بربط را بيش تر از طلق مي سازند .
عود بم ترين ساز بين سازهاي زهي است ؛ نت نويسي آن با كليد سل است (در واقع نت نويسي آن با توجه به وسعت و بمي ساز بر اساس كليد فا است كه براي سهولت نت خواني و نوازندگي يك اكتا و بالاتر نوشته مي شود ) كه جمعاً دو اكتاو است .”اكتاو” بم تر از نت نوشته شده حاصل مي شود . سيم بم (سُل پائين) معمولاً نقش “واخوان” دارد و گاه اين سيم جفت نيست . صداي عود به نحوي است كه صداي اكتاو چهارم پيانو از راست به چپ برابري دارد و در اصل بايد عود را با كليد “فا” نواخت يعني صداي اصلي عود يك اكتاو پايين تر از آن است كه امروز متداول شده است .
صداي عود بم ، نرم و در عين حال گرم و جذاب و نسبتاً قوي است . اين ساز نقش تك نواز و هم نواز هر دو را به خوبي مي تواند ايفا كند . همان گونه كه مي دانيد بربت صدايي بم و تا حدودي تو دماغي دارد كه دليل آن نوع زه (سيم) ساز و عدم وجود پده بندي (مانند ويلن) روي دسته ي ساز است . پرده بندي موسيقي ايراني به خوبي روي اين ساز قابل بيان است .

احياء عود (عود معاصر)
با تشكيل هنرستان عالي موسيقي در پنجاه سال پيش ، استاداني چون اكبر محسني ، قاموسي و منصور نريمان كه اكثرشان سه تار مي نواختند ، سعي كردند با تهيه ي عود و همنوايي آهنگ هاي بخش شده از راديوهاي عربي ، شيوه صحيح نواختن عود را ياد بگيرند و به اين ترتيب عد و در عرص معاصر ايران دوباره احيا شد .

عود نوازهاي معروف جهان
در يك صد سال اخير ساز عود كاملاً در قبضه ي عرب ها و به خصوص مصري ها بوده است . از جمله نوازندگان معروف اين ساز استاد منير بشير (عراقي) است . در كنار او مي توان ، به نام هايي چون استاد رياض سنباطي ، فريد الاطرش، ناصر شمه و انور براهم اشاره كرد .

عود نوازان معروف ايران
در ايران نيز پس از احياي ساز عود تلاش هاي مثمر ثمري صورت گرفت . از جمله ي عود نوازان معروف مي توان به استاداني چون منصور نريمان ، حسن منوچهري ، مجمود رحماني پور ، اكبر محسني و عبد الوهاب شهيدي اشاره كرد . در سال هاي اخير هم كه استادان ديگري به اين جمع اضافه شدند كه در نواختن ساز عود نوآوري هايي داشتند ، از جمله اين افراد ارسلان كامكار ، غلامحسين بهروزي نيا ، محمد فيروزي و جمال جهانشاه . از عود نوازان معروف خطه ي جنوب استاداني مانند علي محبوب ، علي مير شكال ، محمد رفيع اشعري ، محمد منصور وزيري از جزيره قشم سين وفادار از بندر عباس . از عود نوازان معاصر ايران مي توان به استاد شاهين علوي اشاره كرد كه در نواختن اين ساز تبحر دارد . او اين ساز را پس از كسب استادي در نواختن گيتار فلامنكو انتخاب و به تبحر رسيد .

عود سازان ايران
محمد رفيع اشعري هم اكنون بهترين عود سازايران است و به اعتقاد بسياري بهترين عود نواز ايران البته عود سازاني مانند برادران محمدي ، محمد اژدري ، عرفاتي، عابديني ، ملكشاهي و نريمان آبنوسي نيز در ساخت عود تبحر دارند و باعث رواج بيش تر اين ساز اصالتاً ايراني شده اند .

ساخت آلات موسیقی از جمله رشته های صنایع دستی است که همواره موجب خلق ظریف ترین و بدیع ترین آثار دست ساز گردیده و درعین حال به استمرار و شکوفایی هنرهای سنتی کمک شایانی کرده است .

عود یا بربط به عنوان یکی از آلات موسیقی زهی که با مضراب نواخته می شود از دیرباز در ارتباط تنگاتنگ با شعر و ترانه سرایی بوده و به علت نواخی شیرینی که دارد پیوسته در اشعار بزرگ ایرانی از آن یاد شده است .

برای ساخت عود با آوایی دلنشین مهارت به سمباده زدن و لاک کاری نموده و درمرحله پایانی سیم های مخصوص عود را که برخی از جنس پلاستیک و برخی دیگر ابریشم می باشد به عنوان زه روی آن نصب می نمایند .

عود سازی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها