0

عطاي حسيني

 
haj114
haj114
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 3991

عطاي حسيني
دوشنبه 16 آذر 1394  4:08 PM

جناب آقاي محمد رحيم اسماعيل بيگ، مؤمني باتقوا بود که در توسل به اهل بيت عصمت و طهارت، علاقه زيادي به حضرت امام حسين عليه‏السلام داشت. ايشان مي‏گفت: در شش سالگي به درد چشم مبتلا شدم و اين درد، سه سال به طول انجاميد و سرانجام هر دو چشم خود را از دست دادم. او در ايام محرم، در روضه‏اي که در منزل دايي بزرگوارش حاج محمد تقي اسماعيل بيگ برپا بود شرکت کرد. در آن موقع هوا گرم بود و به مردم شربت خنک مي‏دادند، ايشان مي‏گويد: از دايي خود تقاضا کردم که کار شربت دادن را به من بسپارد. 

 

2.jpg

 

دايي‏ام گفت: تو که چشم نداري!  گفتم: يک نفر با من بيايد تا به من کمک کند، دايي‏ام قبول کرد. در حال شربت دادن بودم که مرحوم معين الشريعه، روضه حضرت زينت سلام الله عليها را خواند، من سخت متأثر و گريان شدم، به گونه اي که از خود بي‏خود شدم. در آن لحظه بانوي مجلله‏اي را ديدم و فهميدم حضرت زينب عليهاالسلام است. بي‏بي دست مبارک خود را روي دو چشمم کشيدند و فرمودند: «تو خوب شدي و ديگر چشمت درد نمي‏گيرد.»

به هوش که آمدم، چشمم را باز کردم، اهل مجلس را ديدم، با شادي و خوشحالي به طرف دايي‏ام دويدم، مردم با ديدن اين معجزه و عنايت، منقلب شدند و اطراف مرا، گرفتند، سپس دايي‏ام دستور داد که مرا به اطاقي ببرند تا مردم متفرق شوند. (داستان‏هاي شگفت، ص 15. )

 

منبع: کرامات حسينيه و عباسيه  ؛ موسي رمضاني‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان صفحات 24 و 25

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها