0

لالایی_عاشورا

 
arezooo
arezooo
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2286
محل سکونت : خراسان رضوی

شعر کودکانه محرم
جمعه 13 آذر 1394  2:54 PM

در خیابان، امروز
طبل و پرچم دیدم
***
بر لب آدم ها
خنده را کم دیدم
***
روی اسبی دیدم
بچه ای کوچولو

***
مادر من می گفت
آب می خواهد او
***
توی هیئت، بابا
ژاکت مشکی داشت
***
در کنارش مردی
یک علم را برداشت
***
مادر من می گفت
روز کوچ گل هاست
***
این عزاداری ها
یادی ازعاشوراست
 

عمر گران میگذرد خواهی نخواهی   ـ   سَعی بر آن کن نرود رو به تباهی

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها