اسم من «بادنجان» است!
دوشنبه 6 دی 1389 9:05 PM
| فارسي من بادنگان و معروف آن بادنجان و بادمجان است، ولي عدهاي از اعراب به من حدق و عدهاي حدج گويند. زادگاه اوليه من هندوستان است و قبل از اسلام به ايران آمدهام. از نظر غذايي نيروي زيادي ندارم و به همين جهت است كه در رژيم لاغري از من زياد استفاده ميكنند، خاصيت درماني من بيشتر به علت باز كردن عروق است و به همين جهت رنگ رخساره را باز ميكنم، من كمي پيشاب آور و كمي ملين هستم، به علت داشتن يك ماده سمي به نام «سولانين» براي اشخاص سودايي مزاج خوب نيستم، مخصوصا اين دسته نسبت به نمونههاي تخم دار من حساسيت داشته و بلا فاصله پس از خوردن من دچار چشم درد شده و يا در بدنشان جوش پيدا ميشود، و دستهاي هم مبتلا به كهير ميشوند، ولي با امراض غير سودايي سازگار هستم و معده را تقويت مينمايم. كد بانوهاي قديم طرز تهيه مرا از آن روز ميدانستند و اكنون نيز آشپزخانه ماهر طبق همان رويه گذشته مرا تهيه ميكنند. بهترين نمونه من قلمي بدون تخم و رسيده است و فرآوردههاي انديمشك و دزفول كه زمستان به بازار ميآيند، به علت داشتن گوشت زياد و نداشتن تخم مرا جوجه گياهي لقب دادهاند. براي تهيه غذا با من اول بايد مرا پوست بكنند و بعد آن را ورقه ورقه كنند و در نمونههاي قلمي كه قابل ورقه شدن نيستند، با چاقو جوف آنها را شكاف داده، بعد در رو و زير و يا جوف آن نمك بپاشند و بعد در آب سرد روي هم بچينند. پس از مدتي كه اين آب سياه و تند ميشود، آب آن را عوض كنند تا زماني كه ديگر آب سياه و تند نشود، و چنانچه به اين دستور عمل نمايند گوشت من خوشمزهتر شده و سم آن گرفته ميشود. هيچوقت مرا با روغن كهنه و بودار سرخ نكنيد، بلكه مرا با كره گاو يا روغن تازه حيواني سرخ نمايثد و چنانچه خواستيد با روغن نباتي تهيه كنيد، سعي نماييد روغن بدون بو يا معطر باشد و يا با كمك پياز زياد يا سير روغن را معطر كنيد. انواع وحشي من كه در هندوستان به عمل ميآيد قابل استفاده نيستند و تنها نمونههاي پرورش يافته در تهيه خوراك به كار ميرود. من مقوي معده هستم و گرفتگي معده را ياز ميكنم، مشروط بر آنكه گرفتگي در اثر خوردن من نباشد. چه من بعضي اوقات باعث گرفتگي كبد و طحال ميشوم. ترشي من قابض بوده، و ادرار را بيشتر ميكند، خوردن من بوي عرق بدن را از بين ميبرد و كساني كه زير بغل و كشالههاي ران آنها بد بو است بايستي زياد از من استفاده كنند. كسانيكه دستهايشان عرق ميكند و هميشه نمناك است، ميتوانند از آب سياه پوست من استفاده كنند، كوبيده پوست مرا در دست بگيرند و يا دست خود را مدتي در جوشانده گرم آن بگذارند. من مسكن در پهلو، درد مثانه (زير شكم) و درد بواسير هستم، و درد چشم را كه علت سودايي نداشته باشد برطرف ميكنم. خاكستر من مخلوط با سركه براي معالجه زخمهاي جلدي نافع است اگر كلاهك و دم مرا در سايه خشك كنيد و خوب بساييد و گرد آن را روي بواسير و ساير زخمهاي نشيمنگاه بپاشيد، آنها را معالجه ميكنم. |
||
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.