زمستان سرد سلام ،
کمی زود اومدی ، اما خوش اومدی ،
که دانه های برف ،
رسالت وجودت را هویدا می کنند . . . ،
اما هنوز شاخه ها، میزبان آخرین نفس های برگهای پاییزند . . . !
حتی اگر ،
سپیدی ات را به رُخ برگهای الوان پاییزی هم بکشی ،
زمین را هم به اوج سرمای ذاتت ، به خواب نا خواسته دعوت کنی . . . ،
بدان !
دانه های عشق در دل زمین بی تاب بهار ،
آماده سبز شدن و شکفتن ،
" بیدارند " . . . !
و در بزنگاه زمان . . .!
با نیم نگاهی از خورشید ،
سپیدی رویت ، به سیاهی خاک ، رنگ می بازد . . . !
پس از خورشید و پیوندش با دانه های " عشق " ،
و رُخداد همیشگی " بهار" غافل مباش . . . !
زندگیتون به سپیدی برف و تنورش به داغی خورشید .