پاسخ به:**جا مانده های کربلا **
سه شنبه 3 آذر 1394 10:33 PM
بنام خدا
روزی سه وعده جای غذا غبطه میخورم
هرشب به حال اهل بکا غبطه میخورم
من از دعای مادر خود سینه زن شدم
بر مادرم به وقت دعا غبطه میخورم
بین حسادت و غبطه تفاوتی ست..
پلکم همیشه تر شده تا غبطه میخورم
با روضه خوان مجلستان گریه میکنم
بر ذاکران و سوز صدا غبطه میخورم
ای پیرغلامهای حسینیه های عشق
من بر محاسن سفید شما غبطه میخورم
بر چایی ریز روضه یتان وقت ریختن
بر استکان به قصد شفا غبطه میخورم
با یاد چای تلخ عراق چای روضه را
من با نبات وقند نه با غبطه میخورم
یعنی به درد کشته شدن هم نمیخورم
بر گوسفند نذر عزا غبطه میخورم
من روز و شب به کربلا فکر میکنم
یعنی همیشه و همه جا غبطه میخورم
حال مجاورین حرم هم حکایتی ست
هر شب کنار فاصله ها غبطه میخورم
دیدم پیاده های حرم پا برهنه اند
بر زخم ها و تاول پا غبطه میخورم..
این اربعین اگر نروم تا به کربلا...
بر زائران کربلا غبطه میخورم
امیرعلوی