استاد عبدالباسط
دوشنبه 6 دی 1389 8:38 AM
| عبدالباسط محمد عبدالصمد در سال 1349 هجري قمري در روستاي «ارمنت» به دنيا آمد. روستاي «ارمنت» كه اكنون به شهر مبدل شده است، از توابع استان «قنا» در جنوب مصر ميباشد. عبدالباسط در مكتب خانه روستائي، به آموزش قرآن پرداخت و در سن ده سالگي قرآن را حفظ نمود، او عاشق قرآن بود و با تمام وجود به دنبال آموزش علوم قرآني و قرائت آن، همت گماشت، در آن زمان شيخ رفعت و شيخ شعشاعي در راديو قرآن ميخواندند. عبدالباسط در خانه راديو نداشت، بدين جهت براي شنيدن تلاوت قرآن از راديو، مسافتي حدود سه كيلومتر را پياده طي ميكرد، همچنين براي استفاده از ساير قاريان قرآن، در جلسات شبانه قرآن شركت مينمود. استاد مكتب و پدرش، همواره عبدالباسط را تشويق ميكردند و اين تشويقها در پيشرفت او بسيار مؤثر بود، به طوري كه دوازده ساله بود، كه قرائت هفتگانه را ياد گرفت و در چهارده سالگي قرائت ده گانه را فرا گرفت. عبدالباسط علاوه بر حفظ، تجويد و قرائت قرآن، معاني قرآن را هم آموخت و كمكم در منطقه «صعيد» شهرت يافت. تقريبا در همه جلسات قرآن و برنامههاي «شبي با قرآن» عبدالباسط را دعوت ميكردند. نوزده سال داشت كه براي اولين بار به قاهره رفت. به مناسبت ميلاد پيامبر اكرم (ص) در قاهره جشن گرفته بودند، چند نفر كه عبدالباسط را ميشناختند، از او خواستند كه قرآن بخواند، اما او قبول نكرد و گفت: در اين جمع، غريب هستم و در ميان قاريان معروف و مشهور، صلاح نيست كه من قرآن بخوانم. يكي از علماء كه او را ميشناخت، گفت: ده دقيقه قرآن بخوان. عبدالباسط قبول كرد و شروع به تلاوت قرآن نمود. مسجد پر از جمعيت بود، مردم او را تشويق ميكردند و از او ميخواستند كه ادامه بدهد، بالاخره قرائت دلنشين عبدالباسط يك ساعت و نيم طول كشيد و از همان جلسه بود، كه او را به راديو دعوت كردند و به تدريج در سطح كشور مصر شهرت يافت. يك سال بعد به حج رفت و براي اولين بار، تلاوت قرآن او را روي نوار ضبط شد و كم كم كشورهاي اسلامي و ساير ممالك جهان، حتي آمريكا از او دعوت كردند و عبدالباسط تقريبا به همه كشورهاي جهان سفر كرد. در بعضي از سفرهايش، عدهاي با شنيدن تلاوت زيباي قرآن او، مسلمان گرديدند، براي نمونه، در «لوس آنجلس» شش نفر و در «اوگاندا» 92 نفر مسلمان شدند. عبدالباسط در رابطه با توفيق خود براي تلاوت قرآن چنين گفته است: ساعاتي وجود دارد، كه همراه با صفا، معنويت و فيوضات الهي است و قاري قرآن احساس ميكند، يك فضاي نوراني بر جلسه قرآن حاكم است، براي مثال، يك بار در جلسهاي سوره «مزمل» را تلاوت ميكردم، يادم هست حالت عجيبي داشتم، گويا در بهشت، قرآن ميخواندم، به ياد حديث نبوي (ص) افتادم كه فرمود: ميان محراب و منبر من، بوستاني از باغهاي بهشت است. عبدالباسط اضافه ميكند: تمام موفقيتي كه نصيب من شده، به بركت آيه آيههاي قرآن است، كه صداي مرا در نظر مردم دلنشين كرده و در واقع اين نفوذ كلام خداست، كه باعث روي آوردن مردم غير مسلمان به سوي اسلام شده است. عبدالباسط با تلاوت و قرآئت آيات نوراني قرآن، خدمات زيادي به عالم اسلام رسانيد، و سرانجام 25 ربيع الثاني 1409 هجري قمري، با سر بلندي و نام نيك در سن 60 سالگي زندگي را به درود گفت، در ايران اسلامي هم با تشكيل مراسم يادبود، از او تجليل به عمل آمد. |
||
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.