از آسمان ماهي ميبارد
دوشنبه 6 دی 1389 2:00 AM
| و نيز جناب مولوي نقل فرمود كه سن من هشت ساله بود، باران شديدي آمد در ميان آن خودم ديدم يك دانه ماهي از آسمان افتاد، نيم دقيقه طول نكشيد كه گربهاي آمد و آن را خورد. نظير اين، در سفري كه زمان جنگ دوم بود و من نتوانستم از راه ايران، بيايم، با طياره حركت كردم و بحرين فرود آمدم، مردمان بحرين به تواتر گفتند يك هفته به واسطه نرسيدن آذوقه به سبب وقوع جنگ، ما گرسنه بوديم، همه حبوبات ما از نخود و برنج و عدس نيز خلاص شد، همه ما به مسجد، حسينيه رجوع كرديم و متوسل شديم و مشاهده كرديم بخاري از ميان دريا بلند شد و به ابر مبدل گرديد و باران عجيبي از ماهي بر ما باريد تمام ماهيهاي اعلا كه به مدت يك هفته ارزاق ما را تأمين كرد تا براي ما آذوقه رسيد. |
||
|