ادبيات در رسانه
دوشنبه 6 دی 1389 1:05 AM
| رسانه تلويزيون براساس گفتار شكل مي گيرد و به اين خاطر از مقوله ادبيات كه برپايه نوشتار است فاصله مي گيرد و همين عامل باعث مي شود تا ارتباط نزديكتري با مخاطب برقرار كند. البته عنصر نوشتار را مي توان به طور كامل از مقوله رسانه حذف كرد. زيرا برخي از گفتار گويندگان برپايه متن نويسندگان شكل مي گيرد و مجريان براي اينكه ارتباط بهتري با مخاطبان برقرار كنند ناگزيرند تا از خلاقيت خود براي جان بخشيدن به كلمات مرده استفاده كنند. بسياري از برنامه هاي تلويزيوني برپايه پخش زنده شكل مي گيرد و امكان اينكه تمام مطالبي كه در زمان پخش توسط گويندگان بيان مي شود از پيش نگاشته شود مقدور نيست, زيرا برنامه در هنگام پخش ساخته مي شود و لذت ديدن برنامه برپايه حوادث خلق الساعه است. مدت پخش برنامه تلويزيوني تا اندازه اي است كه حتي در صورت پخش غير زنده هم نگاشتن تمام متون براي نويسندگان غيرممكن است, زيرا نويسندگان براي نگاشتن برنامه اي 24 ساعته زمان اندكي دارند. بنابراين در تلويزيون اصل برپايه گفتار است و آنچه شكل مي گيرد براساس ذهن خلاق مجري است, يكي از راهكارهايي كه فاصله مخاطب با تلويزيون را از بين مي برد به كار بردن واژه هاي مشترك ميان بيننده و مجري تلويزيون است. اين امر باعث مي شود تا بيننده و رسانه در يكديگر تلفيق شوند. اما آنچه كه در تلويزيون باعث آسيب رسيدن به ذهن مخاطب است فاصله گرفتن از ادبيات و نزديك شدن به فرهنگ گفتار است. فرهنگ گفتار زماني مي تواند پويا باشد كه برپايه ادبيات شكل بگيرد اما در اغلب برنامه ها مجريان مي كوشند تا با ابتدايي ترين روش با مخاطب خود در ارتباط باشند. يكي از آسيب هاي شديدي كه تلويزيون را در خطر نابودي قرار داد, پخش زنده اغلب برنامه ها از اولين ساعات بامداد تا واپسين ساعات شامگاه و گسترش كانالهاي تلويزيوني بود. عوامل فوق باعث شد كه تمركز ادبي تلويزيون از بين برود و برنامه سازان فرصت اندكي براي تمركز انديشه خود داشته باشند. در چنين شرايطي تمام اتفاقها برپايه خلاقيت فردي شكل مي گيرد و در نتيجه اشتباهات بيشتر مي شود. اما در اين مورد همواره تنها مجريان برنامه هاي تلويزيوني در معرض تهمت قرار مي گيرند. اما مشكل تلويزيون اينجاست كه پيش از ارتقا فرهنگي جامعه به گسترش دامنه خود دست زد و جامعه بدين ترتيب با تهديد رسانه اي روبرو شد. به طور مثال جامعه اي كه مطالعه افراد بسيار پايين تر از استانداردهاي ادبي است و توليد آثار در حوزه ادبيات و انديشه محدود است ما شاهد تلويزيونهاي شبانه روزي هستيم. بدين گونه طراحان رسانه اين نكته را در نظر نگرفته اند كه تلويزيون با اين ابعاد گسترده نيازمند خوراك فكري است, اما تلويزيون به جاي استفاده از توليد فكري جامعه به باز توليد انديشه هاي ثابت تكراري دست مي زند كه اين موضوع به نزول كيفيت رسانه منجر مي شود. ![]() |
||
|